![]() |
![]() |
|
|
مناجات خواجه عبدالله رایانه ای (2)
ای خدا HARD دلم FORMAT مکن / FILD من را خالی برکت مکن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 23:22 توسط سیاوش |
|
|
مناجات خواجه عبدالله رایانه ای (1) اي خدا hard دلم format نما / از فريب ناکسان راحت نما ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 23:19 توسط سیاوش |
|
|
نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي گفتم : چگونه اي... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 19:30 توسط سیاوش |
|
|
1.تو خيابون خيلي با احترام از يه دختر آدرس بپرسيد بعد از جواب دادن جلوي چشماش از يكي ديگه بپرسيد
2. پشت چراغ قرمز راننده جلويي اگه دختر بود قبل از سبزشدن ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 8:59 توسط سیاوش |
|
|
گربه شورا راه یابد پای من
هرچه ویرانی است عمران می کنم می روم هر شب به میدان های شهر هر چه ساعت بود میزان می کنم مشکلات شهرتان را... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 8:46 توسط سیاوش |
|
|
چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دور افتاده بود. ناگهان سر و كله ی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جاده های خاكی پیدا شد. راننده ی آن اتومبیل كه یك مرد جوان بسیار شیک پوش، با لباس های مارک دار سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 8:0 توسط سیاوش |
|
|
* وقتی یک ماجرای شیرین دوره کودکی یا نوجوانی را به یاد بیاورید و آن را برای بچه هایتان تعریف کنید،و آنها هم متقابلا یادشان بیاید که بارها و بارها این ماجرا را از شما شنیده اند. * وقتی لازم بدانید نام یک خواننده... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 18:55 توسط سیاوش |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 8:57 توسط سیاوش |
|
|
آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟ آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره... آخرين کلمات يک بيمار ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 اسفند1386ساعت 20:13 توسط سیاوش |
|
|
چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليکه بچه ها هر دو ساعت يک بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي کنن؟
چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 16:47 توسط سیاوش |
|
|
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.
از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟ ماهی گیر: مدت خیلی کم. ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 9:38 توسط سیاوش |
|
|
حتما يه جلد رمان جنايي پليسي اقتصادي فلسفي تاريخي اجتماعي سياسي طنز يا كتاب جدول يا لپ تاپ همراهتون داشته باشين وگرنه بعدا" بايد به يه شكسته بند جهت جا انداختن فكتون كه به خاطر خميازه هاي متعدد...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 11:44 توسط سیاوش |
|
|
ادامه ی مطلب را ببینید...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 10:42 توسط سیاوش |
|
|
در طول اعصار و قرون ، اين نکته بر هيچ مرد متاهلي پوشيده نبوده که اقدام به ازدواج مجدد ، محاسن بي شماري را براي وي به دنبال خواهد داشت که سبب افزايش سطح آگاهي ، دانش ، شناخت و در نتيجه ، افزايش ميزان پايبندي اش به زندگي مشترک خواهد شد ! در زير ، چند نمونه از اين محاسن بيان شده ، باشد که مطالعه آنها سبب ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 10:37 توسط سیاوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من اگر یارترین یارانم
به صمیمیت عیسی مسیح بفشارد دستم می شمارم همه انگشتانم که مبادا یکی کم باشد. سلام من سیاوش هستم. خوش اومدین. غمم زیاده ولی سعی می کنم شما رو شاد نگه دارم. موفق باشید. |
|
RSS
|