![]() |
![]() |
|
|
سلام
این پست رو تو یه وبلاگ پیدا کردم:
هنوزم میشه عاشق شد، هنوزم حال من خوبه... ببین دنیام پر از رنگه هنوزم عشق محبوبهدوستی دارم که با همه ی دوست های دنیا متفاوته....خودش رو پایین میاره و به من میگه که ارزشم زیاده.... با همه ی بزرگی که داره اما باز از من به بزرگی یاد میکنه... نمیزاره ازش تعریف کنم ولی پیوسته از من تعریف میکنه.
این دوست من مدتهاست توی همه ی شرایط سختی که برام بوجود اومده، دقیقا اون موقعی که میخواستمش من رو حمایت کرده و همیشه بهم اهمیت داده.... این دوست تو سخت ترین شرایط که خودش مشکل داشته، اگر من چیزی خواستم سریع برام فراهم کرده و جالب ترین چیز دوستیمون اینه که من به این دوست مدتهاست که ظلم کردم!
این سوال برام پیش اومد که اگه من جای نویسنده ی این مطلب بودم از اون طرف چه جوری تشکر می کردم؟ شما چی می گین؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 8:20 توسط سیاوش |
|
![]() به چه مي خندي تو؟
به این وب حتما سر بزنید(اسپیکرها روشن!) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 10:16 توسط سیاوش |
|
|
دلریخته روز پاییزی ی میلاد تو در یادم هست روز خاکستری ی سرد سفر یادت نیست ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من در شب آخر پرواز خطر یادت نیست تلخی ی فاصله ها نیز به یادت مانده ست نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست یادم هست یادت نیست! خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود پس چرا گشته شبانه، در به در یادت نیست؟ من به خط و خبری از تو قناعت کردم قاصک، کاش نگویی که خبر یادت نیست یادم هست یادت نیست! عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید کوزه یی دادمت ای تشنه، مگر یادت نیست؟ تو که خود سوزی ی هر شب پره را می فهمی باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست تو به دل ریختگان چشم نداری، بی دل آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست یادم هست یادت نیست!
<<شهیار قنبری>> -------------------------------------------- انگار شهیار من این پست رو گذاشتم به یاد کسی که من رو نمی شناسه!!! دیروز تولدش بوده و طبق معمول الان خوابه مخصوصا که دیشب دورش شلوغ پلوغ بوده می دونم که اگه این رو بخونه می گه نفهمیدم پس بهش چیزی نگین، بذارین راحت باشه! باشه؟! و دیگر هیچ موفق باشید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 9:50 توسط سیاوش |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:59 توسط سیاوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من اگر یارترین یارانم
به صمیمیت عیسی مسیح بفشارد دستم می شمارم همه انگشتانم که مبادا یکی کم باشد. سلام من سیاوش هستم. خوش اومدین. غمم زیاده ولی سعی می کنم شما رو شاد نگه دارم. موفق باشید. |
|
RSS
|